الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )

58

رسائل شيخ انصارى ( فارسى )

تشريح المسائل * مراد از عبارت ( انّ الحاكى للاتّفاق قد ينقل الاجماع . . . ) چيست ؟ اين است كه : اجماعات منقوله در كتب فقها بر دو قسم است : 1 - برخى از اين اجماعات با عباراتى آورده شده كه ظهور در اجماع مصطلح دارند . فى المثل : ناقل گفته : هذه المسألة اجماعيّة و يا اجمع المسلمون على . . . و يا اجماع الشيعة على كذا و يا اجماع اهل الحقّ على كذا و يا اجمع الامّة على كذا و امثال هذه العبارات . 2 - و برخى ديگر از اجماعات با عباراتى آمده است كه ظهور در اتفاق من عدا الامام دارند كه اين قسم خود بر سه گونه آورده مىشود : الف : گاهى مدعى اجماع مىگويد : هذا اجماع فقهاء اهل البيت و يا اجمع علمائنا على كذا و يا باجماع فقهائنا الحكم كذا و از اين قبيل تعبيراتى كه دلالت بر ( اتفاق من عدا الامام ) دارند . * مراد از ظهور در ( اتفاق من عدا الامام ) عرفى است يا لغوى ؟ عرفى است ، يعنى : آنچه عرفا از اين تعبيرات فهميده مىشود من عدا الامام است و گرنه به حسب معناى لغوى تعبيرات فوق شامل امام نيز مىشود چرا كه امام خود اعلم علما است . بنابراين : در اين گونه عبارات عموميت و شمول نسبت به امام محتمل است و لكن به چنين احتمالاتى اعتنا نمىشود . * چنين اجماعاتى مصطلح‌اند يا غير مصطلح ؟ نه مصطلح‌اند و نه غير مصطلح ، بلكه فاقد هرگونه حجيت‌اند . * چرا چنين اجماعاتى ، اجماع مصطلح نيستند ؟ زيرا ناقل اتفاق من عدا الامام را نقل مىكند حال آنكه اجماع مصطلح اتفاق الكل است . * مراد از عبارات ( فان اضاف الاجماع الى من عدا الامام . . . ) چيست ؟ اين است كه : چنين اجماعاتى حجيت ندارند . زيرا ناقل ، نقل حجت ( يعنى : رأى امام ) نكرده تا اينكه حجت باشد ، بلكه آنچه نقل نموده حدس و كشف خودش بوده و لذا به دليل اينكه به قول امام يقين نموده چنين حدس و كشفى از رأى امام براى خودش حجت است و نه ديگران . * پس مراد از عبارت ( نعم : لو فرض انّ السّبب المنقول . . . ) چيست ؟ اين است كه : بله : چنانچه فرض كنيم ، چنين كشفى را كه ناقل نقل مىنمايد ، از اسبابى باشد كه